روستایی /ruːstɒːjiː/ Noun

English
villager
فارسی
روستایی

Example

  • برخی از روستاییان [اهلِ ده / ساکنِ روستا / مردمِ روستا] تمام عمرشان را اینجا گذرانده‌اند.
  • Some of the villagers have lived here all their lives.
  • استفاده از «روستایی» در اینجا کاملاً طبیعی و رایج است.