رشد کردن /roʃd kærˈdæn/ Verb

English
grow
فارسی
رشد کردن

Example

  • بخش اقتصادی با سرعتی شگفت‌انگیز در حال بالیدن است.
  • The sector is growing at a phenomenal rate.
  • بالیدن حس پویایی و شکوفایی بیشتری دارد.