کشیش /kæˈʃiːʃ/ NounEnglishpriestفارسیکشیشExampleروحانیِ محله، مرکز جدید اجتماع را متبرک کرد.The parish priest blessed the new community center.استفاده از «روحانی» برای پوشش عمومیتر و مدرنتر.