سازمانی /sɒːzmɒːniː/ Adjective

English
organizational
فارسی
سازمانی

Example

  • تیم با موانعِ **سازمانی** چندی روبه‌رو شد.
  • The team faced several organizational hurdles.
  • استفاده از 'سازمانی' برای اشاره به مشکلات سیستمی و ساختاری شرکت.