صداقت /sedɒːqæt/ Noun

English
honesty
فارسی
صداقت

Example

  • او به تمام پرسش‌های من با **صداقتِ** همیشگی‌اش پاسخ داد.
  • She answered all my questions with her usual honesty.
  • صداقت در اینجا به عنوان یک ویژگی ذاتی و ثابت فرد بیان شده است.