واجد شرایط بودن /vɒːdʒede ʃærɒːje ˈbuːdæn/ Verb
- English
- qualify
- فارسی
- واجد شرایط بودن
Example
- او باید پیش از پرواز انفرادی، **شایستهٔ خلبانی شدن** را کسب میکرد.
- She had to qualify as a pilot before flying solo.
- در اینجا، «شایستهٔ خلبانی شدن» بار معنایی صلاحیت حرفهای را میرساند.