سالم /sɒːlem/ Adjective

English
healthy
فارسی
سالم

Example

  • او یک سبک زندگی بسیار سالم را دنبال می‌کند. (او یک سبک زندگی بسیار سالم را دنبال می‌کند.)
  • She leads a very healthy lifestyle.
  • «دنبال کردن» برای سبک زندگی رایج است.