سرمایهدار /særmɒːjɛdɒːɾ/ AdjectiveEnglishcapitalistفارسیسرمایهدارExampleکشور به سمت ساختارِ **سرمایهدارانه** تغییر مسیر داد.The country transitioned to a capitalist economy.استفاده از 'ساختار' به جای 'اقتصاد' برای تنوع کلامی.