سروصدا /særvosædɒː/ Noun

English
noise
فارسی
سروصدا

Example

  • از موتور ماشین، یک صدای [خِرخِر] می‌آمد.
  • There was a rattling noise coming from the engine.
  • خِرخِر برای صدای مکانیکی نامناسب به کار می‌رود.