مقصر دانستن /moɢæssær dɒːstæn/ Noun

English
blame
فارسی
مقصر دانستن

Example

  • چرا همیشه باید [سرزنش] همه چیزهایی که خراب می‌شود را به گردن من بیندازند؟
  • Why do I always get the blame for everything that goes wrong?
  • استفاده از «به گردن انداختن» رایج‌ترین ساختار است.