سواد /sævɒːd/ NounEnglishliteracyفارسیسوادExampleکمپین هدفش ارتقای سواد (باسواد بودن / دانشمندی) بزرگسالان در مناطق روستایی است.The campaign aims to improve adult literacy in rural areas.سواد در اینجا به معنای پایه خواندن و نوشتن است.