سوار شدن /savɒːr ʃodæn/ VerbEnglishrideفارسیسوار شدنExampleمن یاد گرفتم که چطور «سوار شدن» (رکاب زدن/تازیدن) را در کودکی.I learnt to ride as a child.تازیدن برای اسب، رکاب زدن برای دوچرخه رایجتر است.