سایه افکندن /sɒːjɛ æfkændæn/ فعل

English
loom
فارسی
سایه افکندن

Example

  • شبحی تاریک در مه پیش رویمان [سایه افکندن]؛ منظره‌ای وهم‌آلود بود.
  • A dark shape loomed up ahead of us in the mist.
  • استفاده از 'سایه افکندن' حس سنگینی و تهدید را منتقل می‌کند.