سفت کردن /seft kær.dæn/ VerbEnglishtightenفارسیسفت کردنExampleباید درِ شیشه را «سفت کنی» تا نشتی ندهد.Tighten the lid on the jar so it doesn't leak.استفاده از «کنی» (فعل کمکی) برای ساختن فعل مرکب رایج است.