ستاره /setɒːˈɾɛ/ NounEnglishstarفارسیستارهExampleشب صاف بود و هر [ستاره] میدرخشید. — از: ستاره (اختر / نجم) — شب صاف بود و هر ستاره میدرخشید.The night was clear, and every star was visible.استفاده از «ستاره» برای زیبایی شبانه رایج است.