ستیزهجو /setize-dʒuː/ Adjective
- English
- belligerent
- فارسی
- ستیزهجو
Example
- مشتریِ ستیزهجو فریاد زد بر سرِ کارکنان به خاطر یک مسئلهٔ جزئی.
- The belligerent customer shouted at the staff over a minor issue.
- استفاده از 'ستیزهجو' برای مشتری، لحن مدرن و دقیق را میرساند.