شمع /ʃæm/ NounEnglishcandleفارسیشمعExampleاو یک شمعِ معطر را برای آرامشِ خود روشن کرد.She lit a scented candle to relax.فعل 'روشن کردن' (روشن کردن) برای شمع بسیار رایج است.