آبرو /ɒːbeˈruː/ Noun

English
honour
فارسی
آبرو

Example

  • باعث افتخارِ [شرف] ماست که اینجا هستیم.
  • It is a great honour to be here.
  • استفاده از «باعث افتخار» رایج‌تر از «شرف بزرگ» است.