شغل /mæsiːr-e ʃoʁl/ Noun

English
career
فارسی
شغل

Example

  • او یک مسیر تدریس طولانی و موفقیت‌آمیز داشته است.
  • She has had a long and successful teaching career.
  • تأکید بر طولانی بودن مسیر، نشان‌دهنده تعهد است.