شوک /ʃok/ Noun

English
shock
فارسی
شوک

Example

  • خبرِ رفتن ناگهانی‌اش مانند یک شوکِ بزرگ بر من وارد شد.
  • The news of his sudden departure came as a huge shock.
  • در اینجا «شوک» به عنوان یک اسم خارجی جاافتاده استفاده شده است.