شمال /ʃomɒːl/ Adjective

English
north
فارسی
شمال

Example

  • دیوارِ [شمالی] خانه نورِ کمی دریافت می‌کند.
  • The north wall of the house gets very little sun.
  • استفاده از 'شمالی' رایج‌تر است.