شور /ʃuːr/ Noun

English
passion
فارسی
شور

Example

  • تحسین می‌کنم شور و تعهدی را که بازیکنان با [شور/اشتیاق/عشق] از خود نشان دادند.
  • I admire the passion and commitment shown by the players.
  • شور در اینجا به معنای انرژی متمرکز است.