شستن /ʃosˈtæn/ Noun

English
washing
فارسی
شستن

Example

  • شست‌وشوی لباس‌ها روی بند آویزان است تا خشک شود.
  • The washing is hanging on the line to dry.
  • استفاده از 'شست‌وشو' برای لباس‌ها رایج است.