مناسب /monɒːseb/ Adjective

English
proper
فارسی
مناسب

Example

  • باید یک گفتگوی **شایسته** (مناسب/بایسته) پیش از رأی‌گیری می‌داشتیم.
  • We should have had a proper discussion before voting.
  • در اینجا «شایسته» بار معنایی «کافی و درخور» را می‌رساند.