خُلبازی /xolbɒːziː/ Adjective
- English
- silly
- فارسی
- خُلبازی
Example
- ایدهی **مسخرهای** بود که بدون نقشه به کوه برویم. (ایدهی **بامزهای** / ایده **سبکسرانهای**)
- It was a silly idea to go hiking without a map.
- در اینجا 'مسخره' بار منفی ندارد و بیشتر به معنای غیرمنطقی بودن است.