مجرد / تک /moʒæræd/ Adjective

English
single
فارسی
مجرد / تک

Example

  • او برایش یک شاخه گل سرخِ **تک** فرستاد.
  • He sent her a single red rose.
  • استفاده از «تک» در اینجا بسیار رایج است.