بعضی /bæz.jiː/ Determiner

English
some
فارسی
بعضی

Example

  • در یخچال مقداری شیر باقی مانده است.
  • There is some milk left in the fridge.
  • «مقداری» برای کمیت نامشخص مایعات یا مواد غیرقابل شمارش رایج است.