سوختن /suːxtæn/ VerbEnglishburnفارسیسوختنExampleآتشِ دلنشینی در شومینه [سوختن]؛ فضایی گرم ایجاد کرده بود.A welcoming fire was burning in the fireplace.استفاده از سوختن برای آتش غیرارادی.