تعامل /tæ.ɒː.mol/ Verb

English
interact
فارسی
تعامل

Example

  • معلمان زمان محدودی برای [تعامل داشتن] با هر کودک دارند.
  • Teachers have a limited amount of time to interact with each child.
  • استفاده از «داشتن» برای ساختن فعل مرکب رایج است.