تبلت /tæblet/ Noun

English
tablet
فارسی
تبلت

Example

  • او هر شب کتاب‌های الکترونیکی را روی تبلتِ خویش می‌خواند.
  • She reads e-books on her tablet every night.
  • استفاده از حرف اضافهٔ «روی» برای سطح دستگاه رایج است.