تعیین کردن /tæʔjiːn kær dæn/ Verb

English
designate
فارسی
تعیین کردن

Example

  • پارک، به عنوان پناهگاه حیات وحش، **تعیین شد**.
  • The park was designated as a wildlife sanctuary.
  • استفاده از ساختار مجهول برای تأکید بر مکان.