ریزورت /riːzɔːrt/ NounEnglishresortفارسیریزورتExampleما یک هفته را در تفریحگاه کوهستانی [اقامت کردیم/گذراندیم].We spent a week at a mountain resort.استفاده از 'تفریحگاه' برای مکانهای تفریحی مدرن رایج است.