تحمل /tæhæmmol/ Noun

English
tolerance
فارسی
تحمل

Example

  • او هیچ‌گونه **تحمل** شوخی‌های نامناسب را نداشت.
  • She had no tolerance for jokes of any kind.
  • تحمل در اینجا بار معنایی منفی (عدم پذیرش) دارد.