متعهد /motæˈhæhːed/ Adjective
- English
- dedicated
- فارسی
- متعهد
Example
- معلّمِ **اهلِ** ما برای کمک به دانشآموزان تا دیروقت میماند. (دلبسته / پایبند)
- She is a dedicated teacher who stays late to help students.
- استفاده از 'اهلِ' در اینجا بسیار صمیمی و ستایشآمیز است.