تحقیق /tæhɢiːɢ/ Noun

English
investigation
فارسی
تحقیق

Example

  • پلیس، «تحقیق» قتل را آغاز کرد. (آغازِ کاوش / پیگیری / جستجو)
  • The police launched a murder investigation.
  • در اینجا «تحقیق» بار حقوقی و رسمی دارد.