تخصیص /tæx.siːs/ NounEnglishallocationفارسیتخصیصExampleما کل سهمبندیِ سالانهمان را مصرف کردهایم.We have spent our entire allocation for the year.در اینجا «سهمبندی» حسِ محدودیتِ تخصیص را بهتر میرساند.