کاستوم /kɑːstuːm/ Noun
- English
- costume
- فارسی
- کاستوم
Example
- بچهها برای جشن، لباسِ مبدلِ ابرقهرمانها را پوشیدند. (تنپوش / لباس نمایشی / لباس مبدل)
- The children wore superhero costumes to the party.
- استفاده از «لباس مبدل» برای اشاره به لباسهای فانتزی رایج است.