آهنگ /ɒːhæŋ/ Noun

English
song
فارسی
آهنگ

Example

  • او یک ترانهٔ عاشقانهٔ زیبا برای عروسی‌اش سرود (سرودن / ساختن / نوشتن) — از: او یک ترانهٔ عاشقانهٔ زیبا برای عروسی‌اش سرود.
  • She wrote a beautiful love song for her wedding.
  • سرودن بار ادبی بیشتری دارد.