طرح /tærh/ NounEnglishoutlineفارسیطرحExampleاستاد برای ما **طرح کلیِ** درس را ارائه داد. (چهارچوب / ساختار)The teacher gave us an outline of the course.استفاده از طرح کلی برای برنامهریزی آموزشی بسیار رایج است.