ترجیح /tærˈdʒiːh/ Noun

English
preference
فارسی
ترجیح

Example

  • من **ترجیح** غذای تند را دارم.
  • I have a preference for spicy food.
  • استفاده از ساختار مفعول مستقیم (را) با ترجیح.