ترور /teˈɾoɾ/ Noun

English
assassination
فارسی
ترور

Example

  • رئیس‌جمهور از چند مورد تلاش برای [ترور] جان سالم به در برد.
  • The president survived a number of assassination attempts.
  • «ترور» رایج‌ترین و مدرن‌ترین معادل است.