ترسیده /tærsidɛ/ AdjectiveEnglishfrightenedفارسیترسیدهExampleکودکِ ترسیده به مادرش چسبید. (وحشتزده / مضطرب / نگران)The frightened child clung to her mother.استفاده از 'ترسیده' در اینجا کاملاً طبیعی و رایج است.