متشکل بودن از /motæʃækkel buːdæn æz/ VerbEnglishconsistفارسیمتشکل بودن ازExampleمنوی رستوران از مواد فصلی و محلی تشکیل شده است.The menu consists of seasonal local ingredients.استفاده از «تشکیل شدن» برای فهرستها بسیار رایج است.