تا کردن /tɒː kærˈdæn/ AdjectiveEnglishfoldingفارسیتا کردنExampleصندلیهای تاشو (تا کردن / جمع شدن / کوچک شدن) را به ساحل آوردیم.We brought folding chairs to the beach.تاشو رایجترین و مدرنترین انتخاب برای اشیای قابل حمل است.