تسلیم شدن /tæsliːm-ʃodæn/ Verb
- English
- surrender
- فارسی
- تسلیم شدن
Example
- سربازان شورشی مجبور به تسلیم شدن شدند. [تسلیم شدن / وا دادن / سر فرود آوردن] — از: The rebel soldiers were forced to surrender.
- The rebel soldiers were forced to surrender.
- تسلیم شدن در اینجا بار حقوقی و نظامی دارد.