توانا /kɒːrdɒːn/ Adjective

English
competent
فارسی
توانا

Example

  • او یک مدیر پروژه بسیار کاربلد است. (توانا / شایسته / مسلط)
  • She is a highly competent project manager.
  • در فارسی مدرن، «کاربلد» صمیمی‌تر و رایج‌تر است.