بسیج شدن / جان گرفتن /bæsiːʒ ʃodæn/ NounEnglishrallyفارسیبسیج شدن / جان گرفتنExampleهزاران نفر در «تجمع» (اجتماع / همایش) اقلیمیِ مرکز شهر شرکت کردند.Thousands attended the climate rally downtown.تأکید بر حضور گسترده و هدفمند مردم است.