تازه /tɒːzɛ/ Adjective

English
recent
فارسی
تازه

Example

  • یک پژوهشِ تازه نشان می‌دهد که خواب حافظه را بهبود می‌بخشد.
  • A recent study shows that sleep improves memory.
  • تازه در اینجا بار معنایی 'جدیداً انجام شده' دارد.