تئاتر /teˈʔɑːtr/ Noun

English
theatre
فارسی
تئاتر

Example

  • تئاترِ محلی امشب میزبان یک جشن خیریه است.
  • The local theatre is hosting a charity gala tonight.
  • استفاده از ایزافه (تئاترِ) برای اتصال به صفت یا مضاف‌الی.