تکه /tekke/ Noun

English
chunk
فارسی
تکه

Example

  • او یک **تکه** شکلات را جدا کرد. (او یک **پاره** شکلات را جدا کرد / او یک **قطعه** شکلات را جدا کرد)
  • He broke off a chunk of chocolate.
  • در اینجا «تکه» کاملاً طبیعی است.